تبليغاتX
من از توام تو از من

من از توام تو از من

 

اوه وای یه عالمه ذوق کردم با این کارت قربونت برم منم یه عالمه دوست دارم عشقم

پس چی؟ فکر کردی من دوست ندارم که اومدی اینجوری میگی تازه من بیشترم دوست دارم هه هه هه

تو پارسال گفتی من امسال میگم :

امروز خیلی بهم خوش گذشت با اونکه صبحش دعوا کردیم تقصیره توام بود دعوا و گرنه من دختر خوبی بودم تازه میخواستم غافلگیرتم کنم میخواستم جوجو توپولی زرد واست بخرم قهر بودم نگرفتم بعدا واست میخرم عشقم ناراحت نشو ...

امروز خیلی خوشحال شدم اومدی دانشگاه تو این سرما دنبالم فدای چشمات آخه تو دلم فکر میکردم شاید من باید بیام میرداماد یا بیام ونک ولی تو اومدی ذوق کردم یه عالمه بعدش رفتیم جایی که پارسال رفتیم به نظر من اونجا رو باید کنیم فقط سالگرد دوستیمون ۳۰ آذر خوبه نه؟؟؟ فقط سالی یه بار بریم اونجا اونم دو تایی فقط و فقط من وتو هـــــــــــــــــــــــورا دوستت دارم عزیزم

چقدر هوا سرد بود یخ زدم دیگه داشتم میافتادم وسط خیابون چیکارش میشد کرد پیش عشقم بود یه روز تک بود راستی چرا اون کافی شاپ بی نام و نشون بود هیچ اسمی نداشت مهم نیست اسم منو میذاریم روش قشنگه ها !!!!

وای چی سفارش دادم نخورده حالم بد شد اسپرسو بو میده تلخ اولین و آخرین بارم بود اگه من دیگه اونو خوردم اخ بود تا ۶:۳۰ که اونجا بودیم بعد رفتیم ونک با اون گشت ارشادای خوشگل ناناز که دور تا دور میدون محاصره کرده بودن خوبه تو این یکی شانس دارم به من گیر نمیدن آخه خیلی جیگرم همه دوستم دارن تا ۷:۳۰ که تویه آژانس بودیم راستی امسالم مث پارسال ساعت ۴ بود اومدی دنبالم چه باحال

اشکانم توام عشق منی یه عالمه هم دوستت دارم تنها کسی که همه چیز منو میدونه همه ی حرفامو به تو میگم  امسال خیلی سال بدی بود واسم خدا کنه زود بگذره تموم شه چرا ساعتا انقدر دیر میگذرن خدایا نا شکری نمیکنم همه لحظه هات خوبن مائیم که بدش میکنیم خرابش میکنیم خدایا کمکم کن

اشکانیم عشق منی!!!

                                                یلدا مبارک !!!

   

سالروز دوستیمون


سلام

 

من همون کسیم که این وبلاگ واسش نوشته شده!!!(چه تحویلی گرفتم!)

امروز یه روز خیلی خوبه. یه روزی که اگه نبود من هیچ وقت معنی عشق و زندگی را نمی فهمیدم.

من ... هستم و امروز اومدم تو وبلاگ کسی که می پرستمش یعنی دونه خودم تا بهش بگم که چقدر دوستش دارم.

روز اولی که من و دونه هم دیگه رو دیدیم خیلی روز باحالی بود آخه من همش فکر می کردم یعنی می شه این دختر همونی باشه که من میخوام؟

شاید هیچ وقت حتی فکرش رو هم نمی شد کرد که من و دونه واسه هم بشیم برای همیشه، برای زندگی.

بعد از سه ماه عاشقش شدم. پرستیدمش. واسم شد خدا. خدایی که مرگ و زندگیم دست اون بود.

الان عاشقشم. با تمام وجود می خوامش برای خودم. فقط واسه خودم.

خیلی روزا همش به خودم می گفتم اون ارزشش خیلی بیشتر از منه.

خیلی خیلی بیشتر اما الان یه چند وقته دارم به خودم می گم: آره ارزشش بیشتر از منه اما دیگه نمی خوام از پیشم بره.

اگرم بخواد بره من نمی ذارم.

تا حالا نشده که بخواد بره، نمی دونم، شاید شده. اما من دوست ندارم بره. آخه اگه بره خیلی بد می شه. اگه بره می میرم.

من از عشقم نترسیدم اما نا خواسته عشقم بزرگ شد. بی نهایت شد. اینقدر که حت فکر این که با کس دیگه ای باشه دیوونم می کنه. خب بسته پاچه خواری!!!!!

می خوام روز اولی که همدیگه رو دیدیم بگم.

روز اول 30 آذر 1385 بود، یه روز خیلی خیلی سرد، حتی سردتر از الان.

من چون سر کار بودم اونم باید با مترو می اومد جایی که نزدیک من بود به خاطر همین مترو میرداماد قرار گذاشتیم.

قرارمون ساعت 3 بود اما به دلایلی دونه دیر کرد، اونم خیلی دیر. من تا ساعت 3:20 ایستادم اما دیدم نیومد، فکر کردم که اسکلم کرد! برگشتم که برم خونه تو راه بودم که دیدم بهم زنگ زد گفت کجایی؟ گفتم نیومدی رفتم.

گفت بیا من الان اونجام. منم ذوق مرگ شدم و سریع برگشتم، خلاصه ساعت 3:50 با کلی سرما کشیدن همدیگه رو پیدا کردیم.

اولین باری که دیدمش اینقدر خوشگل تر از چیزی بود که فکر می کردم که همش خدا خدا می کردم بازم ببینمش.

اما اون امتحان داشت و بیرون از خونه نیومد تا (بقول خودش) 1 ماه بعد.

 

دوباره سلام کردم به زندگی. زندگی درست را فهمیدم و یاد گرفتم.

اسم من اشکانه، و اسم کسی هم که این وبلاگ و نوشته سمیراست.

دوست دارم همه بدونن که من و اون اینقدر همدیگر و دوست داریم که حاضر نیستیم هیچ کس حتی برای 1 ثانیه بین ما باشه.

 

 

سمیرا تو تمام این مدت تو می نوشتی دوستت دارم، اما الان من می خوام بنویسم:

 

سمیرا می پرستمت، عاشقتم، می خوامت و برای همیشه کنارت می مونم.

   

 

 

 

بعضی وقتا این دوست داشتنا کار دست آدم میده

            یه دفعه که به خودت میای میبینی همه دیگه میدونن

       همه میدونن کی دوست داری از کی دوستش داری

                      بدون این که خودت فهمیده باشی اونا فهمیدن از کی باهاش دوست شدی !!!

           یه کم دیگه که فکر کنم اصلا به خودم نگاه کنم

         میبینم جای همه رو واسم گرفته همه دنیام همون یه نفر شده ...

                      همون یه نفری که نمیخوام با هیچ چیز و هیچ کس دیگه عوضش کنم

                                     قربونش برم که یه هفتس مریضه معلوم نیست با خودش چیکار میکنه  !!!

                            آقایی من اگه مواظب خودش باشه این جوری عین یه بچه اژدها آه و ناله نمیکنه

                 پسر من اژدها نیست گل عسل ماهه ماهه ناناز خودم

         پشیمون شدم هیچکدوم از اینا نیست عشق من بهترین خوب دنیاست

    

                  ......:::::عشقم دوست دارم یه عالمه:::::.......

   
 

از صبح که بیدار شدم دلم خیلی گرفته اعصابم خرده یکی واسه لولوی خوشگلم دلم خیلی تنگ شده اون یکی هم

میگم میفهمید !!!

قربون لولوم برم که یه عالمه دوستش دارم انقدری که این همه ندیدمت دلم واست یه ذره شده عشقم یه ذره از

 همین یه ذره هم خیلی کمتر خوب من تا یک ماه دیگه دق میکنم ای خدا ...

و اما دومیش : دومی که خیلی وقت بود فراموش کرده بودم خیلی وقت بود دیگه بهش فکر نمیکردم حتی فکر

کردن بهش عضابم میداد دیگه عادت کرده بودم فراموش کنم اگه لولوم نبود باهام اون همه حرف نمیزد هنوزم به

فکرش بودم  تا این که با مامانش حرف زدم با مامان همون دوستی که نمیدونم سر چی به خاطر چی از من

متنفر شده اولین دوستم بهترین دوستم دوستی که اگه بود با هیچکس عوضش نمیکردم.  خوب با مامانش حرف

 زدم چقدر از دخترش  تعریف کرد و بهش افتخار کرد که چه رشته توپی قبول شده منم فقط گفتم مبارک باشه از

طرف منم بهش تبریک بگید خیلی خوشحال شدم مامانش گفت قبول شده حتی بیشتر از خوشحالی خودم واسه

 قبولی خودم نمیدونم چرا هر وقت تا میام با خودم کنار بیام یکی فراموش کنم بازم نمیشه

یادمه درباره وبلاگی که باهم داشتیم یه متن ناز گذاشتم که هم من دوستش داشتم هم خودش ولی بهش

عمل نکرد فراموش کرد ... مهم نیست خیلی وقته دیگه واسم مهم نیست!

ولی انقدر دلم تنگ شده واسش . انقدر دوست دارم ببینمش ازش بپرسم چرا ؟ چی شد ؟ دوباره کی بت چیزی گفت که سر من خالی میکنی ؟

از یه طرف دوست دارم ببینمش از یه طرف دیگه هم دوست دارم هیچ وقت نبینمش . دوست دارم کاری که اون کرد منم همون کارو باهاش کنم اه از دست این مامانش

   
 

دیگه هیچ احساسی ندارم گفتم شاید چند وقت بگذره مث روزای اول شم

این همه وقتم گذشت و بهتر نشدم

شاید بهتر از اولم بشم بعد از چند وقت

ولی از این حالتم متنفرم بدم میاد یه حس بد دارم

من گمشدم تویه خیلی چیزا تویه چیزای که اصلا مهم نیست ولی حالا مهم هست

از هیچیش ناراحت نشدم جزء یه کارش که اعصابمو خرد کرد

که باعث شد تا الان تویه دلم بمونه که هرچیم بگه ببخشید واسم مهم نباشه و حرفشو حرف حساب نکنم

واسه این کارم با هیچکس رودرواسی ندارم هرکی باشه سرش جیغ میزنم

به آدم بگه آره این همه راه پاشو بیا ولی بری و زنگ بزنه بگه نمیام

اون لحظه چه حسی داری ؟دوست داری اگه پیشت بود خفش کنی

دوست داری دیگه هیچ وقت نبینیش

 ....

وقتی اعصابت از کاراش خرد بشه و هیچی نگی و تحملش کنی

آخه ۲ بار ۳ بار ۴ بار اصلا ۱۰۰ بار هیچی نگی

دفعه ۱۰۱ بار میگی به جهنم هر کاری دوست داری کن دیگه مهم نیست

آدما همیشه دوست دارن بقیه رو به این حد بکشونن

و بعد شاید اونم شاید متوجه کارشون بشن

اون موقعه میفهمن خیلی وقته دیگه کاراشون واسه طرف مقابلشون ارزش نداره

اون موقعه هم شاید خیلی دیر باشه

 

   
 

بلاخره تصمیم گرفتم که برم همون دانشگاه ولی من رشته مدیریت یا اقتصاد دوست داشتم

عاشق این دوتا رشته ام خدا کنه فردا میرم بگن باشه بیا واسه تغییر رشته

شما هم دعا کنید خدایا تو یه کاری کن من اون رشته ای و که میخوام برم

اینم دوست دارم اینو خیلی بیشتر از اون دوتا دوست دارم ولی اونا به درد بخورترن مگه نه؟

ای خدا دچار بیماری شدم تو کمکم کن

تشنمه من تشنمه روزه گرفتم قربونت برم خدای خوبم ماه رمضون عجب حلی میده ها ...

شما هم دعا کنید فردا میرم بگن باشه

خدایا کمکم کن

   
 

همیشه دوست داشتم یکی از خواسته هاشو برآورده کنم اونم تهران قبول شم کنکور

قبول شدم ولی دارم بهونه میارم نه بهونه نیست واقعیت حرف دلم خواسته ی خودم

دنیا وارونس چیزی که میخوای برعکسش از آب در میاد

خدایا همیشه کمکم کن من از توام نا امید شم که دیگه هیچی اون روز مردم

خدای مهربونم همشه باهام بودی این دفعه هم باش با من

همیشه معتقدم همه کارات از رو یه حکمتی خودت میدونی واسه اون قضیه هم فقط قصه خوردم یه ذره

بعد گفتم خدای من همه کارات یه حکمتی داره

حتما این کارت یه حکمتی داشته که من رفتم ...که من گذاشتم ... که من هزارتا غلط دیگه کردم

باشه مهم نیست این حرفا فقط این مهمه که به تو امید دارم ایمان دارم

خدای مهربونم کمکم کن اذیتش نکنم میدونم تقصیر خودمم بود ولی سر اون خالی میکنم

به جون خودم دست خودم نیست بعضی وقتا دلم میگیره از دست خودم از حرف بعضیا

یه چیزایی و میخوام از ذهنم حذف کنم یعنی کردم

دیگه به چیزای خوب فکر میکنم

دنیا انقدر ارزش نداره که بخاطر این چیزا غصه بخورم

به قول استاد افتخاری :

قدح سر کنید شب و سحر کنید  غم دنیا رو از سر به  در کنید     (نمیدونم درست گفتم یا نه یه بار بیشتر نشنیدم آخه!)

هیچ وقت یادم نمیرم

خسته ام از مات و مبهوت موندم خسته شدم از آسمون بی هدف

آسمونی که همیشه یه رنگ یه جوره یه شکل ولی بی نظیره

مثل همه آفریده های خدا

عشقم دوست دارم با تو آشنا شدم که باهات بمونم

همیشه باهات میمونم همیشه باهم هستیم واسه همیشه

 

وقتی چشم امیدتان به خدا باشد
هیچ چیز انقدر عجیب نیست که راست باشد
هیچ چیز انقدر عجیب نیست که دیری نپاید

 

   

 

احساس گناه مي كنم ؛ به خاطر تمام كارهايي كه كرده ام و تمام آنچه كه انجام نداده ام و بايد انجام بدم  و انجام نميدم ؛ به خاطر بودنم ؛ به خاطر وجود داشتنم ؛ به خاطر رفتارم با خودم و ديگران ؛ به خاطر لحظه هايي كه   مي كشم …

خدایا منو ببخش وای دارم دیوونه میشم

خدای من کمکم کن

   
 

نیدونم چمه ولی کاش هیچ وقت پیشش نمیرفتم

واس شنبه فکر میکنم این کاری و که میخوام کنم یا نه

خدای مهرونم منو ببیخش کاش نبودم و نمیدیدم چه گوهی خوردم کثافت

من کثافتم

خدایا میدونم منو نمی بخشی ولی ببخشید

دوست داشتن ؛ خيلی شبيه احتياج داشتن است

 يک جور احتياج داشتن مفرط

 و گاهی هم دوست داشتن راهی برای فراموش کردن است

  نمی دانم ... شاید برای به خاکسپاری خاطرات گذشته  !

 و این شروع تازه ای بود برای یک هم آغوشی ،

 بوسه های عاشقانه در تاریکی ،

 شنیدن نفسهای هوسناک ،

 و لذت بردن از یک گناه .

 همیشه معتقدم گناه بايد لذت داشته باشد

 گناهی که لذت ندارد ؛‌ حماقت است

 آدم ها گناه می کنند و گناه می کنند و گناه می کنند

 و هيچ لذتی در پس گناهان بيشمارشان نيست

 يا آدم ها خيلی احمق شده اند

 و يا من در تعريف گناه اشتباه می کنم

 من همه چيز را می دانم و هيچ چيز را نمی فهمم

 و اين عميقا تاسف بار است .

 .....

  

 خيلی بد است

 گاهی آدم  دلش می خواهد از خودش فرار کند

 از خودش و گذشته اش و آينده ای که نمی خواهد داشته باشد

 به هر طرف که می دود ؛‌ باز هم جز خودش ؛ کسی نيست

 به کسی دل می بندد تا خودش را فراموش کند

 به کسی ديگر که مثل خود او از خودش فرار کرده است و از دیگران هم همینطور

 مدتی می گذرد

 اندکی آرام می گيرد و کمی فراموش می کند

 اما دوباره عصيان می کند و خودش می شود

 همانی می شود که روزی از او فرار کرده بود

 همانی می شود که نمی خواست باشد

 دل می کند و همه چيز را به هم می ريزد و در پی يافتن سعادت

 چيزی که گمشده هميشگی اوست

 به تنهايی می گريزد و باز

 خودش را می بيند و نااميدانه به ديوار بلند آرزوهای سرکوب شده اش چنگ می زند

 باز هراسان و دربدر از خويش می گريزد تا شايد

 باز در خم کوچه ای ؛

 کسی مثل خودش را بيابد و او را در آغوش بکشد

 تا چند روزی باز فراموش کند و مشغول باشد

 مدام واژه های عاشقانه تکرار می شود و مدام لبهای ترک خورده  ((‌ دوستت دارم ))‌ را تکرار می کنند

 و شاید در لحظه ای کوتاه

 آدم بدون اينکه خودش بفهمد

 در بالای پرتگاهی که راه برگشتنش سخت است

 رها شود

 آری ...  اين جا نمی شود به کسی نزديک شد ،

 آدم ها از دور دوست داشتنی ترند ...

 

   
 

بعضیا لیاقت هیچی و ندارن نه دوست داشتن نه محبت کردن نه احترام گذاشتن

باید باهاشون مث یکی که نمیشناسی مث کسی که واست مهم نباشه رفتار کنی

محل سگ بهشون نذاری بفهمن در چه حدین اینو باید بهشون بفهمونی

نه اینکه مث گل باهاشون رفتار کنی آخری هم خارش کنی بزنی تویه ذوقش(البته حقشون این کارا)

آخه مگه من دلمو از سر راه برداشتم تو که هیچ ارزشی واسم نداری هرچی دوست داری میگی

حقت بود هرچی بهت گفتم ناراحتم نیستم

خیلی تحملت کردم خاله کثافت

میگن پاتو از گیلیمت بیشتر دراز نکن ولی تو بیشتر دراز کردی ۱۸ سال هیچی بهت نگفتم

بچه هم که بودم فقط بلد بودی به من کنایه بزنی

بلد نیستی مث آدم زندی کنی بلد نیستی مث آدم حرف بزنی

آدم نیستم اگه حرف زدی و من جوابتو ندادم

دیگه کاریت ندارم  یه حسود بدبختی که حتی به یه بچه یک ساله هم حسودی میکردی

اونم من که ندیدم مامانی تعریف میکنه

خیلی بدبختی همه چی داری ولی انگار هیچی نداری مث یه آدم گدا

....    ....     ....

   
درباره وبلاگ
من هنوز اينجا نفس ميكشم زير پرواز خاكستري اين شهر پر درد زير همين آسمان به غروب نشسته زير
پاي سم اسبان ارابه هايي كه از آن سوي دنيا آمده اند بي غوغاي زندگي...خسته و در هم شكسته ام مرا از
اينجا رها كنيد...من گهواره تكرار زندگي را رها كرده ام من همه چيز را بر گستره نمناكي رها كرده ام كه خدايش ديگر به فراموشي سپرده است از رنجي خسته ام كه از آن من نيست با نامي زيسته ام كه مال من
نيست از تمام درد هايي گريسته ام كه همزاد من نيست اين بار بي دغدغه و رويا ميخواهم به مرگي جان
بسپارم كه از آن خود خود من است
دوستان من
نوشته های پیشین
بخش ویژه
RSS
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Lonely Girl Template

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl

sedat

دونه

http://sedat.blogfa.com

من از توام تو از من

من هنوز اينجا نفس ميكشم زير پرواز خاكستري اين شهر پر درد زير همين آسمان به غروب نشسته زير
پاي سم اسبان ارابه هايي كه از آن سوي دنيا آمده اند بي غوغاي زندگي...خسته و در هم شكسته ام مرا از
اينجا رها كنيد...من گهواره تكرار زندگي را رها كرده ام من همه چيز را بر گستره نمناكي رها كرده ام كه خدايش ديگر به فراموشي سپرده است از رنجي خسته ام كه از آن من نيست با نامي زيسته ام كه مال من
نيست از تمام درد هايي گريسته ام كه همزاد من نيست اين بار بي دغدغه و رويا ميخواهم به مرگي جان
بسپارم كه از آن خود خود من است
Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt

قالب دختر تنها

قالب دختر تنها براي بلاگفا